X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 219999
شنبه 20 آذر‌ماه سال 1389 :: 09:10 ::  نویسنده : بهزاد

سلاااااااااام

خانومی برای استراحت چند روزی اومد به تهرون

خدمت شما بگم پنج شنبه که کلی مشغول کارای شخصی خودش بود ما هم کاری بش نداشتیم

در عوض جمعه با هم رفتیم بیرون حالا کجا؟

در دانشگاه برای گویندگی رادیو جوان ثبت نام کرده بود و روز جمعه قرار مصاحبه داشت که با هم رفتیم دفتر باشگاه رادیو جوان تا اونجا خانومی مصاحبه انجام بده

ساعت 3 باید اونجا میبودیم که ما 2.45 اونجا بودیم اول یه فرم دادن پر کرد ( به غیر ما خیلی ها هم اومده بودن ) بعد نوبتش شد

رفتیم طبقه بالا اونجا مصاحبه انجام داد بعد اومد کلی خوشحال بود و کلی هم انرژی داشت

هی میخواست بپر بغلم میگفتم بابا تو خیابابون زشته میگیرن ما رو

آخر سر راه دیدم یه پل هوایی هست خلوته گفتم بیا بریم اونور خیابون اما از روی پل

رسیدیم بالا محکم بغلش کردم یه دل سیر .....

بعدشم خوشحال رفتیم سمت خونه

اینم از ماجرای ما در تاریخ 1389/09/19

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام سلــــــــــــــــــــــــــــــام

منم اومدم مطلب بذارم دیدم بهزاد زرنگ تر بود

اون روز واقعا خوش گذشت و خیلی انرژی داشتم اینجور وقتا یکی باید محکم بغلم کنه

بعد مصاحبه به من یه پرتقال دادن خیلی دلم می خواست بخورمش بهزاد جونم پوست کند دور هم خوردیم .

بعد دلم بستنی می خواست رفتیم هفت تیر هم چند تا مانتو دبدبم اخرشم که بهزاد برام بستنی نخرید ولی شیر موز خوردیم.

یه چیزییم که باید بگم اینه که بهزاد کلی عیدی به من بدهکاره اینجا گفتم تا یه وقت یادش نره

دوســــــــــــــت دارم عـــــــــــــزیـــــــــــــزم