X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 224275
چهارشنبه 30 آذر‌ماه سال 1390 :: 17:42 ::  نویسنده : بهزاد

این اولین یلدای مشترک بین من و سمیراست

طبق رسم ما باید امشب بریم خونه سمیرا اینا و یکی هم میوه و یک کادو هم میبریم

البته من خودم یک کادوی ویژه گرفتم

الانم دارم آماده میشم بریم خونه سمبرا جونم

---------------------------------------------------------------------------------------------

سلاااااااااااااااااااااااام

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام این سلام مخصوص بهزاد جونمه

بهزاد و خانواده ی محترمش تو ترافیک مونده بودن و یکم دیر رسیدن .

بعد از این که رسیدن ما شروع کردیم به خوردن تا شب.اول شامو بعد میوه و انار و هندوونه و اجیل.اخر شبم که فال گرفتیمو عکس انداختیم

شب هم بهزاد جونم موندو فردا عصرش قرار بود بریم خونه ی بهزاد اینا.که نرفتیمو موندیم جمعه صبح بریم.عصر 5شنبه هم خاله ی من اومدخونه ی ما و شامو با هم بودیم.قبل شام من و بهزاد رفتیم بیرونو یه دوری زدیم و با هم یه لباس خریدیم.ذرت خوردیمو اومدیم.

فردا صبحم اومدیم خونه ی بهزاد جونم و ناهار با هم بودیمو عصرش من برگشتم خونه

ممنون عزیزم بابت کادو و کادو ی ویژه

سمیرا جون

جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 :: 17:41 ::  نویسنده : سمیرا

سلام به عشق بین من و تو

یک ماه گذشت ،یک ماه از این که من و تو کاملا مال هم شدیم گذشت .خیلی زود گذشت. ولی خیلی خوب بوده و از خدا میخام که همیشه کمکمون کنه تا بتونیم به خاسته هامون برسیمو از کنار هم بودن لذت ببریم.

16 اذر رفتم پیش عزیز دلمو این چند روز کنار هم بودیم.خیلی خوب بود.امروز عصر هم که بهزاد جونم رفت.راستی ما رفتیم و عکسامونو گرفتیم .خوب بودن و من ازعکسای بهزاد جونم خوشم اومده مخصوصا تو بعضیاشون خیلی ناز افتاده بود.

تو این چند روز چند تا فیلم انیمیشنی دیدیم که خیلی حال داد.

عزیز دلم عاشقتم.

جمعه 4 آذر‌ماه سال 1390 :: 17:39 ::  نویسنده : سمیرا

سلااااااااااام یه سلام پر از دلتنگیو عشق به همسر گلم

الان یه دور بین مطلبایی که تا حالا نوشتیم زدمو یه حس خاصی بهم دست داد.من و بهزاد کلی خاطره های خوب با هم داریم .خیلی چیزا رو با هم تجربه کردیمو کلی قولو قرار با هم گذاشتیم .کلی هم داریم تلاش میکنیم تا یه زندگی خوب و عاشقانه و پر از صفا و صداقتو وفاداری با هم بسازیم.

من دوشنبه 30 ابان اومدم تهران .سه شنبه و چهار شنبه رو با مامانینا بودمو 4 شنبه عصر رفتم به سمت دیدار یااااااااااااااار.که تقریبا با بهزاد با هم رسیدیمو عزیز دلم رفت دوش بگیره .منم تو بابل یه لباس خوشگل خریده بودمو بی صبرانه منتظر بودم تا برای همسر گلم بپوشم.که شب پوشیدمو یه چند تا عکس انداختیمو بعدشم که تا صبح تو بغل هم بودیم. صبح بهزاد جونم رفت سر کارو من تا ظهر منتظرش بودم تا ناهارو با هم بخوریم.یکم ظهر خوابیدیمو بعدش اومدیم سمت خونه ی ما.شب با هم فیلم دیدیمو تا جمعه عصر با هم بودیم.عصر هم با هم رفتیم تا عکسای روز عقد و ببینیمو انتخاب کنیم.خیلی خوب شده بودن.خیلی جدایی برام سخته.الان اصلا حال خوبی ندارم.

مخصوص بهزاد گلم

اینجا مینویسم تا بمونه برای همیشه

عزیز دلم

بهزاد جونم من خیلی زیاد .خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی.نمیتونم براش حد و اندازه ای قرار بدم دوست دارم

هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روزی یه کسی رو این همـــــــــــــــــــــــــــــــــه دوست داشته باشم.دوست داشتنی که حاضرم برای عشقم هر کاری انجام بدم .هرچی که فکرشو کنی .از کارای ساده بگیر تا دادان جون فقط برای تو بهترینم.

امروز حس کردم یه چیزی ناراحتت میکنه و مثل همیشه نبودی.من حاضرم بد ترین چیزارو برای خودم تجربه کنم اما خم به ابروی تو نیاد.

میخام همیشه شاد و پر انرژی باشیم هردومون.میخام برای هردومون فقط زندگیمون مهم باشه.

میخام همه جوره روی من حساب کنیو راحت بهم تکیه کنی و حرفای دل مهربونتو بهم بگی.این حرفو از ته دلم گفتم

منو ببخش اگه بعضی وقتا کم کاری میکنم .تمام تلاشمو برای داشتن تو میکنم.

برای این که با هم به هر چی که میخاییم برسیم .برای اینکه تو زندگیمون بهترین باشیم باید حسابی تلاش کنیم. میخام برات بهترین باشم.

خیلی دوست دارم که زودتر بریم خونه ی خودمون تا هر لحظه کنارم باشی.

---------------------------------------------------------------------------------------------

سلام عزیزم

سمیرای من میدونم دوستم داری چون منم دوست دارم چون عاشقتم و میدونم زندگیم با تو جون گرفته

نه امروز خوب بودم اما یکم خوابم میومد و این منو کسل کرده بود الانم هنوز همون طور هستم اما مطمئن باش علتش تو یا اتفاقاتی که افتاده نیوده

من همه جوره روت حساب باز کردم همون زمانی که انتخابت کردم اینکارو کردم

گلم تو بهترین هستی ولی حرفتو قبول دارم باید تمام تلاشمونو بکنیم که هر روزمون بهتر از روز قبلمون باشه

منم دوست دارم زودتر بریم سر خونه خودمون اما این ارزو زمانی اتفاق میفته که تمام تلاشهامونو انجام داده باشیم و کامل آماده شروعی زیبا باشیم

پس باید تلاش کنیم

دوست دارم

بهزاد