X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 224405
شنبه 24 دی‌ماه سال 1390 :: 17:49 ::  نویسنده : بهزاد

سلام به تمام دوستان

خوبید؟

سمیرا جونم چطوره؟

خوب بعد از مدتها منو خانومی جون تصمیم گرفتیم بریم بیرون و خونه نمونیم

روز جمعه تصمیم گرفتیم بریم پارک چیتگر یه دوچرخه سواری هم بکنیم

ساعت 11 صبح همو دیدیم و به سمت پارک چیتگر حرکت کردیم وقتی اونجا رسیدیم دیدیم چنان باد سردی میاد که آدم درجا یخ میزنه

تصمیم گرفتیم بریم یه جای گرم و برای مسیر بعدی فکر کنیم

بعد از مدتی تصمیم گرفتیم بریم پارک طالقانی ، توی مسیر من گفتم اونجا هم چون مرتفعه 100 درصد سرده بیا بریم پارک ساعی

سمیرا جونم هم موافقت کرد و بنابراین به سمت پارک ساعی حرکت کردیم

اونجا کلی حیوانات کوچولو دیدیم بعد دیدیم صدای جیغ بنفش میاد

جیغای خیلی خیلی بلند

نگاه که کردیم دیدیم دوتا طوطی توی قفس با هم دعوا میکردند ، یعد یکیشون شاکی بود جیغ جیغ میکرد

رفتیم پیش قفس خرگوشها بشون غذا دادیم

بعد خودمون هم گشنمون شد و رقتیم یه جا که آفتاب افتاده بود پیدا کردیم که بشینیم و دست پخت همسر نازمو بخوریم

همینطور که سمیرا جون داشت تدارکاتو آماده میکرد من از دور دیدم یه چیزی داره به سرعت به سمت ما میاد

دیدم یه گربه بانمکه منم گریه ها رو خیلی دوست دارم

یکم بش غذا دادیم و باش بازی کردیم بعد منم دستمو شستم و رفتیم توی پارک چرخیدیم

کلی عشقولی شدیم و منم حسابی همسر نازمو بوسیدم

بعد هم رفتیم شهرکتاب و کتاب خریدیم و به سمت خونه برگشتیم

سمیرا جونممممممممم عاشقتم

بهزادت