X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 219999
یکشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1390 :: 20:17 ::  نویسنده : سمیرا

سلااام و سلام

الان اومدم که مطلب بذارم دیدم همسر گلم از من زودتر اومده

این پست پر از تبریکه

اااااااااوووووووووووول:

تبریک عید

یه تبریک مخصوص به همسر گلم.امید وارم امسال پر از خبرای خوب و اتفاقای به یاد موندنی همراه با سلامتی باشه و کلی لحظات عاشقانه در کنار هم داشته باشه باشیم

امسال اولین عید مشترک من و بهزاد جونمه.خیلی حس خوبی دارم.با هم رفتیم خرید .همسر من خوش تیپ ترینه.

اهداف سال 1391

من و عزیز دلم مشکلات و نقصایی که قبلا داشتیم به کمک هم حلش کنیم.البته نا گفته نمونه که ما دو تا خیلی عوض شدیم و به خاسته هامون خیلی نزدیک شدیم.ولی باز هم جای تلاش خیلی داریم

راستی عید نوروزو به تمام دوستای گلمون تبریک میگم.برای همه ی دوستان و اشنایان و تمام مردم ایران یه سال خیلی خیلی خوبو ارزو می کنم

ددددددددددووووووووووووووووم:

تولد همسر گل خودمه

عزیز دلم تولدت مبارک باشه.من خیلی تلاش کردم که جشن تولد همسری جونم با سالای دیگه تفاوت باشه و یکم خاص تر یاشه.خیلی فکرا تو ذهنم بود .ولی به خاطر شرایطی که الان داریم نشد که انجام بدم.

اول میخاستم 28 اسفند برای عزیز دلم تولد بگیریم ولی دیدم در هر صورت بهزاد انتظار تولد و هدیه رو اون موقع داره.من و خانواده طی یه جلسه ی فوری خودمونو غافل گیر کردیم و همون موقع من و خواهرم رفتیم خرید کردیم .کادو گرفتیم.کیک و شمع و باد کنک گرفتیم .و لوازم مورد نیاز برای درست کردن لازانیا و کرم کارامل.اخه دوست داشتم که هر چی که بهزاد جونم دوست داره اماده کنم.خلاصه مامانو بابا بادکنکا رو باد کردن .من و خواهرم هم تز یین کردیمو همه چی رو اماده کردیم و چند تا کلاه هم درست کردیم.

فردا صبحم حموم و درست کردن مو و ارایش و پوشیدن لباسم تا عصر طول کشید.من اون روز پر از انرژی و هیجان بودم.اون لحظه ای که بهزاد میخاست بیاد کلی ذوق داشتم .انقدر هیجان داشتم که هر چه قدر می رقصیدمو بالا پایین می کردم انرژی من کم نمیشد.

راستی بهزاد جونم برام یه تاپ خوشگل بنفش خریده بود .خیلی ناز بود.ممنونم عزیزم

امید وارم که بهزاد جونم دوست داشته باشه و از کادو هایی که براش گرفته بودم خوشش اومده باشه.

ان شا ا..تولد 120 سالگیت عزیزم .

راستی الان منتظر همسر گلمم که تا فردا عصر خونه ی ما باشیم بعدشم برای سال تحویل بریم خونه ی بهزاد جونم

یکشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1390 :: 20:14 ::  نویسنده : بهزاد

یادمان باشد امسال سال نهنگ است نه اژدها

نماد اژدها مربوط به کشور چین است نه ایران چون سال نهنگ ما برابر است با سال اژدها در چین

سال نو مبارک

سلام به همسر نازم

عزیزم امیدوارم سال جدید مثل سالی که داره تموم میشه پر از خیرو برکت باشه

پر از شادی

برای ما و برای خانواده هامون

عزیزم عیدت مبارک


دوشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1390 :: 20:13 ::  نویسنده : بهزاد

سلاااااااااااااااااااااام

راستش بعد از 2 هفته که نمی شد برم خونه پدر زن عزیز بالاخره تونستم

آخه مدام دعوت میشدم اما کار پیش میومد نمیشد برم

دیروز یکشنبه بعد از اینکه صبحش رفتم سرکار و بعد از ظهر هم رفتم دانشگاه ( نکته خویش اینجاست که کلاس برگزار نشد منم وقت بیشتری داشتم ) بعد اومدم خونه لباسامو عوض کردم و راه افتادم سمت خونه همسر گلم

حدس زده بودم خبرایی هست اما اینکه چی و چطور رو نمیتونستم حدس بزنم

سمیرا بم اس ام اس زد و گفت زمانی که رسیدی سرکوچه خبر بده اونوقت بود که مطمئن شدم خبرایی هست

وقتی زنگ درو زدم دیدم از توی حیاط صدایی میاد در که باز شد دیدم دوتا - اگه اشتیاه نکنم - آیشار ( که چهارشنبه سوری روشن میکنن) دو طرف حیاط روشن کردن

و سمیرا اومد سمت من همو بوسیدیم و خواهر زن محترمه به اتفاق مادر زن عزیز مشغول فیلمبرداری بودن

بعد رفتیم توی خونه اونجا هم صدای موسیقی بلند بود و خانومی هم کلی برای من خوشگل خوشگل رقصید

بعدش کیک و کادو

نامردا روی کیک یه شمع های خاصی روشنکرده بودند وقتی فوت میکردی خاموش میشد اما چند ثانیه بعد خود به خود روشن میشد

منم نامردی نکردم با انگشتام خاموش کردم عینک

کلی زحمت کشیده بودن و کادوهای خیلی خوبی هم نصیبم شد

دستشون درد نکنه

خیلی شب خوبی بود و منم کلی غافلگیر شده بودم

خانومی جون دستت درد نکنه

ممنون به خاطر همه چیز

دوستت دارم یه عالمه

بووووووووس

   1      2    >>