X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 224405
پنج‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1391 :: 20:55 ::  نویسنده : سمیرا

سلاااااام به همه ی دوستای بهاری خودمون

اولین اتفاق مهم که میخام براتون بگم ماهگرد منو بهزاد جونمه

این نه ماه خیلی خوب گذشت و زود ،هردومون تغییرات زیادی کردیم .تصمیمات بزرگی گرفتیم

خدا جونم کمکمون کن تا بتونیم بهترین زندگی مشترکو داشته باشیم

دوشنبه مرداد بهزاد جونم رفته بود برای تولد من خرید و یه کادوی خوشگل گرفته یود.

یه اتوی موی چرخشی(in styler).

من اون روز شیفت شب بودم که عجب شیفتی بود تا خود صبح بیدار بودم.شبش بهزاد جونم به من تبریک گفت و با هم صحبت کردیم.قرار شد که فردا صبح من یکم استراحت کنم و بعدش بهزاد جونم بیاد خونه ی ما که به اصرار من قبول کرد افطار هم پیشم بمونه.

قبل اومدن عزیزدلم من حاضر شدمو وقتی که همسرم هدیه ی منو داد.ما هم کیک و بقیه ی هدیه ها رو گذاشتیم برای بعد افطار.

که یهو گوشی بهزاد جون به صدا در اومد و گفتن که برای عصر مریض دارن و همسر من باید میرفت.خیلی حال گیری بدی بود ولی چه میشه کرد......

تو وقتی که برامون مونده بود کلی بوسو بغل و کلی انرژی گرفتیم و بعدش هم یهزاد جونم رفت سر کار

راستی طرح من سه ماهه شد .سه ماه هم از زندگی کاری من گذشت.خدا جونم کمکمون کن

خدای مهربون تو این شبا حاجت دل همه رو بده و به همه ی جوونا کمک کن تا به خواسته هاشون برسن

------------------------------------------------------------------------------------

سلام همسر گلم

اون هدیه وظیفه بود و قابل تو رو نداره عزیزم

آره اون روزم کلی به من انرژی داد عزیزکم

فدات شم امیدوارم همونطور که گفتی خدا حاجت همه رو بده و سالی خوب و پر برکت برای همه در نظر بگیره

ما که خیلی مخلصیم خدااااا