X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 224405
دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1392 :: 16:03 ::  نویسنده : بهزاد

سلاااااااااام به خانومی و سلام به همه دوستان


اول تشکر میکنم از تمامی دوستانی که بانظراتشون و پیشنهاداتی که میدادن آدمو دلگرم میکنند

خیلی خیلی خیلی ممنونم


خوب از تیتر این پست معلوم قراره چیا نوشته بشه

( این پست در تاریخ 3 تیر نوشته شده اما در چرکنویس تا وقتی کامل شد ، منتشر بشه )


اتفاقاتی که افتاده به ترتیب میذارم :


1. روز 31 خرداد من و سمیرا از خونه پدرزن عزیز حرکت کردیم و ساعت 6 در بنگاه معاملات ملکی قرار گذاشتیم برای تحویل گرفتن خونه از مستاجر . وقتی ما رسیدیم مستاجر عزیز هنوز تشریف نیورده بود و ما هم صبر کردیم تا اومدن . بعد از اینکه پولو دادیم و پشت قولنامه مستاجر نوشته شد معامله فسخ شد کلیدو تحویل گرفتیم و با سمیرا رفتیم خونه رو دیدیم و بعدش زنگ زدم به پدر و مادرم اونا هم اومدن خونه رو دوباره دیدن خدا رو شکر همه چی خوب بود.


2. روز 1 تیر در حال برگشت از کار ، سر راه رفتم یه نجاری پیدا کردم و اوردمش خونه تا در کمد دیواری کمی تغییرات ایجاد کنم. اونم اومد کمدو دید و هزینه رو گفت. جالبه 2 تا تیکه چوب به هم چسبوندن اندازه یک سوم حقوق من پول میخواست البته نوش جونش ، کارشو بلده پولشو میبره . البته همون روز رنگکار هم اومد و خونه رو دید و قیمت گفت.


3. روز 2 تیر یک آهنگر اومد و درب ورودی رو دید و برای ساخت حفاظ به من قیمت داد و بیعانه خواست که منم براش کارت به کارت کردم و قرار شد روز بعدش بیاد برای شروع کار


4. روز 3 تیر صبح ساعت 9 آهنگر تماس گرفت و گفت امروز نتونسته آهن بخره و فرداش یعنی 4 تیر میاد برای ساخت حفاظ. نزدیکای ساعت 12 ظهر ، نجار با من تماس گرفت و بیا جلوی درب ورودی ، بله چوب خریده بود و گفت شما ببر بالا من نیم ساعت دیگه میام منم هیچی نگفتم و چوبا رو با 1000 سختی تنهایی بردم بالا و نیم ساعت بعد اومد و منم رفتم خونه و ساعت 2 بعد از ظهر زنگ زد و منم رفتم کمدو ازش تحویل گرفتم خدا رو شکر خوب شده بود.ساعت 5 بعد از ظهر بود دوباره رفتم خونه و کارای برقی رو انجام دادم بعد بابام اومد و دریچه کانال کولر شل بود حسابی درستش کردیم. درحین انجام این کارها کابینت ساز اومد برای اینکه میخوام دکور آشپزخانه رو درست کنم.


5. روز 4 تیر ، من بیمارستان شیفت بودم و شب قبل هماهنگ کرده بودم آهنگر خودش بیاد و کلیدو از مادرم بگیره و بره مشغول بشه. منم مدام از بیمارستان زنگ میزدم و کارها رو چک میکردم. خدا رو شکر امروز کارم زود تموم شد و ساعت 3.5 خودمو رسوندم خونه . البته قبلش به آهنگر زنگ زده بودم و گفته بودم وقتی واسه استراحت رفت بره به بقیه کارهاش برسه و وقتی خودم اومدم کارو تموم کنه تا منم ازش تحویل بگیرم و باقی پولو بش بدم. وقتی رسیدم خونه کمی استراحت کردم و رفتم دنبال کار و زنگ زدم و رفتم توی خونه و دیدم بیشتر کار تموم شده. ایستادم تا کار تموم شد و پولو بش دادم و ازش تشکر کردم. بعد راهرو ساختمان رو جارو کشیدم تا کثیف کاری ها تمیز بشه. بعد قسمتی از دیوارها که سیاه شده بودو دستمال کشیدم و بقیه کارهای برقی رو انجام دادم.


عکس حفاظ درب ورودی

عکس کمد دیواری بعد از تغییرات