X
تبلیغات
رایتل
 
بهزاد و سمیرا
اینجا خونه مجازی ما دوتاست ما در تاریخ 16 آبان 1390 رسما مال همدیگه شدبم
درباره ما


بهزاد و سمیرا عاشق همدیگه هستیم همین
پیوندها
نویسندگان
آمار سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 219999
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 :: 10:26 ::  نویسنده : سمیرا

بعد نوشت:

بچه ها شرمنده ما چند وقت نبودیم و نتونستیم به همه دوستان سر بزنیم

خیلی سرمون شلوغ شده بود و خیلی از روی همتون شرمنده شدیم که دیر اومدیم انشالله جبران کنیم



سلام و صد سلام به همه ی دوستان عزیز

سلام مخصوص به عشقم


من و بهزاد جونم تو این هفته کلا قهر بودیم.که 3 شنبه صبح با هم اشتی کردیم.منم میخواستم بهزاد جونمو حسابی سورپراز کنم.بهزاد جونم چند وقتی بود که میگفت  موهامو قرمز کنم.منم 3 شنبه شب کار بودم .یعنی ما تا 4 شنبه عصر همدیگه رو نمیدیدیم.پس بهترین فرصت بود.

من 3شنبه صبح رفتم خونه ی مامانم و اونجا موهامو رنگ کردم و تا عصر پیش خانواده بودم.ولی رنگ موهام بیشتر شبیه قهوه ای شده بود و خیلی خوشم نیومده بود.

4 شنبه صبح از بیمارستان رفتم بانک و یه سری کنر بانکی داشتمو انجام دادم.موقع برگشت به خونه شیر و پاستیل برای تزیین خریدم و همه چی تو خونه داشتیم.میخاستم یه رنگ جدید بگیرم که مغازه بسته بود.اومدم خونه و خیلی خوابم میومد و ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتی نخوابیدم و کیک و اماده کردم و گذاشتم توی فر.بعد کلی ظرف شستمو خونه رو گرد گیری کردم.بعدش رفتم بیرونو رنگ گرفتمو اومدم.موهامو رنگ گذاشتم و رفتم حموم.بعدش موهامو سشوار کشیدمو اتوی مو کشیدم.


بعد از اینکه کیک سرد شد برش زدمو تزیین کردم.نهار خوردمو.یه ظرف میوه اماده کردم که شبیه قلب درست کردم.کلا تم همه ی تزیینا قلب بود.


بعد دوباره رفتم بیرونو شمع و کرم کارامل گرفتم.کاراملو درست کردمو گذاشتم توی یخچال و بعدش روی میز و اماده کردم.بعدش انار و ریختم توی ظرف و گذاشتم روی میز.کارامل رو هم گذاشتمو دوربین رو هم اماده کردم.


خودمم ارایش کردمو موهامو درست کردمو منتظر عشقم موندم تا بیاد.



وقتی بهزاد جونم اومد اول که دید من موهامو رنگ کردمو خودش میاد و نظرشو میگه.بعدش که میز و کیک و دید گفت من فکر میکردم این مراسما 5 شنبه باشه.اخه من یه روز رفته بودم استقبال.چون 5 شنبه شیفت بودمو وقت این کارارو نداشنم.


خلاصه کلی عکس انداختیمو کلی کارای سخت سخت انجام دادمو همش دوربینو اماده میکردم و بهزاد همش دراز کشیده بود.


کیک و میوه  و کارامل و خوردیمو بعدش خواب و شیطونی و امروز صبحم بهزاد جون رفت سر کار و منم تا یه ساعت دیگه میرم.


بهزاد جونم خیلی دوست دارم.این 2 سال در کنار تو خیلی خوب و عالی بود.امید وارم سال های سال با عشق در کلار هم باشیم و بهترین لحظه هارو با هم تجربه کنیم.



بهزاد نوشت : 

سلام به دوستان گل

سلام گرم به همسر مهربون مو قرمزم

در اون بعد نوشت اول که بابت نبودنمون عذر خواهی کردم

در مورد کارهای اون روز 

من واقعا شگفت زده شدم و خیلی خوشم اومد و واقعا تشکر میکنم بابت تمام زحتمهایی که کشیده بودی عزیزم

بووووووووووووس با تمام وجود